سيد علي اكبر قرشي

221

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

خشك شدن به وسيلهء باران مرطوب كرد و نيز در خ 91 آمده است . جفن : جفن ( بر وزن عقل ) پردهء چشم كه به وقت بستن آن را مى پوشاند ( پلكها ) جمع آن جفون است در لغت آمده : « الجفن : غطاء العين من اعلى و اسفل » جفنه به معنى كاسه است ، جمع آن جفان بر وزن كتاب و اجفان است ، اين ماده به ابن دو معنى پنج بار در نهج آمده است . آنحضرت شنيد كه فرماندار بصره عثمان بن حنيف به ميهمانى مجلّلى رفته است ، در عتاب به وى نوشت : « . . . يابن حنيف : فقد بلغنى انّ رجلا من فتية اهل البصرة دعاك الى مأدبة فاسرعت اليها ، تستطاب لك الالوان و تنقل اليك الجفان . . . » نامهء 45 ، 416 ، پسر حنيف به من خبر رسيد كه مردى از جوانان اهل بصره تو را به طعامى ( ميهمانى ) دعوت كرده و تو شتابان به آن رفته‌اى گفتند : طعامهاى رنگارنگ دلچسب براى تو مى خواستى و مى آوردند ، و كاسه‌هاى طعام پيش تو آورده مى شد . . . در رابطه با خفّاش فرموده : « فهى مسدلة الجفون بالنهار على حداقها و جاعلة الليل سراجا تستدلّ به فى التماس ارزاقها » خ 155 ، 217 خفّاش در روز روشن پلكهاى خود را بر حدقه‌هاى چشم گذاشته ، در عوض ، شب تاريك را براى خود چراغ قرار داده ، به وسيلهء شب در يافتن روزى خود راه پيدا مىكند و نيز در همانجا آمده : « اطبقت الاجفأن على مآقيها ، ايضا در وصف طاووس فرموده : « فى ضفّتى جفونه » خ 165 ، 237 ، و نيز در خ 91 آمده است . جفو : جفاء به معنى كنار شدن و دور شدن آيد چنان كه در قاموس گفته : « جفا جفاء و تجافى : لم يلزم مكانه » و در اقرب الموارد آمده : تجافى جنبه عن الفراش : بنا و تنحّى » و نيز به معنى جفا كردن و بدى كردن باشد چنان كه آمده : « جفا جفوا و جفاء : ضدّ واصله و فعل به ما يسوئه » . اين ماده به اين دو معنى ، چهارده بار در « نهج » آمده است در رابطه با زهد فرمايد : « طوبى لنفس ادّت الى ربها فرضها . . . فى معشر اسهر عيونهم خوف معادهم و تجافت عن مضاجعهم جنوبهم » نامهء 45 ، 420 .